سفارش جمله آرایی

جمله‌آرایی متن‌های فرهنگی، تبلیغات تجاری، پیام‌های دوستانه

جملاتی که برای شما می‌آرایم، برای شما می‌آرایم. خیالتان راحت باشد که آن را به دیگران نمی‌فروشم. البته شباهت طبیعی طبیعی است.

برای سفارش جمله‌آرایی، متن خود را به‌همراه حدود مبلغی که حاضرید هزینه کنید، برایم ایمیل کنید.

نمونه کار

قفل قبول به قول و قرارمان زدیم.

استاد کلاس زیبانویسی گفت: بر یکی از تابلوهای شهر، جمله‌ی زیبایی درباره‌ی وفای به عهد دیدم و می‌خواهم جمله‌ی شما را با آن مقایسه کنم. پیش از اتمام فرصت گفتم: «قفل قبول به قول و قرارمان زدیم». استاد گفت: جمله‌ای که دیده بودم این بود: هستیم بر آن عهد که بستیم.

به جای اینکه به من سفارش جمله‌آرایی بدهید، پیشنهاد می‌کنم در کارگاه زیبانویسی آقای محمدمهدی باقری، مدرس و مدیر گروه ویراستاران پارس، شرکت کنید و خودتان جمله‌آرایی کنید. کارگاه‌ زیبانویسی‌شان بهشت جملات است و تدریس‌شان در این کلاس‌، آفرین‌آفرین و انگیزه‌برانگیز. آنچه گفتم تعلق خاطر بود نه تملق چاکر. اگر جز این بود، قید «در این کلاس» را قید نمی‌کردم. البته پیش از شرکت در کارگاهشان هم، برای دوستان جمله‌آرایی می‌کردم. نمونه کار:

متن سفارش‌دهنده

عرض سلام و خیر مقدم دارم خدمت هنر دوستان عزیز، از اینکه وقت گرانبهای خود را در عصر روز تعطیل زمستانی به این مجموعه هنری اختصاص داده اید سپاسگذاریم. امید است اجرای این کنسرت مورد توجه و پسند شما گرامیان قرار گیرد…

 

پس از جمله‌آرایی

به نام خالق نوای نهر و ندای بحر

با درود و آرزوی شادکامی، و عرض خیرمقدم و خوش‌گامی به هنردوستان گرامی

سپاس‌گزاریم از اینکه در این آدینه‌ی زیبای زمستانی، همگام هنگام هنرافشانی گروه… شدید تا سازنواخت آنان و چیره‌چنگی‌شان بر سیم ساز را هنرمندنوازی کنید. امید است برگزاری این همایش هنری، پیام پسندتان را بفرستد به دل دلشدگان محفل ما.

 

برخی از جمله‌آرایی‌های به‌کاررفته در کتاب مالیات شیرین

چیرگی همچنان چربیده بر چاره‌گری. (ص۱۷)

مالیاتِ به‌زور بهتر است یا مالیات به‌روز؟ تسلیم اظهارنامه یا تقدیم آن؟ تمکین مالیاتی یا ترغیب مالیاتی؟ احضار یا حضور؟ احساس مجبوریت یا احساس مسئولیت؟ تحمیل و تحمّل یا تحلیل و تعامل؟ شرکت‌کردن یا مشارکت؟ پای‌بندی (محدودیت) یا پایبندی (تعهد)؟ (ص۲۱)

مالیات شیرین مالکیت خصوصی میهن‌یار است نه مالکیت عمومی منّاع‌دار. (ص۳۵)

اسلام… جماعت همسو و همجو را بر جمعیت همزمین و همزبان ترجیح می‌دهد. (ص۴۶ )

 اول به‌نگاری حکم‌آراء، بعد به‌نگری رعایا. (ص۷۹)

اول چرایی چلاندن و فشردن، بعد چگونگی چکاندن و باراندن! (ص‌۸۳)

لازمه‌ی نه گفتن به مالیات، نگفتن به احصائیات است. (ص۹۳)

معصومه ابتکار دولتمردی است که دولت‌مرد نیست. کار پلیس کنجکاوی (تحقیق) و کنج‌کاوی (تفتیش) است. همسایه‌ایم اما هم‌سایه (هم‌دیوار) نیستیم. هردانشجویی دانش‌جو نیست. یخ‌چال پر از برف و یخچال پر از برفک. (ص‌۱۰۰)