مطالعه ی مالیات شیرین به صورت کتاب

بخش اول: مالیات شیرین

فصل هفتم: همسویی مالیات شیرین با اصول مالیات ستانی

 

راهکار مدنظر ما با برخی اصول مسلم علم مالیه همراستا و همپوشاست. ازاین‌رو مطالب این فصل از اصول پذیرفته‌شده‌ی اقتصاددانان درباره‌ی مالیات اقتباس شده است.

همسویی با تعریف علم اقتصاد

یکی از تعاریف علم اقتصاد آن است که «اقتصاد، بهره‌گیری از روش‌ها و ابزارهایی است که با صرف کمترین هزینه، بیشترین بازده در تولید، توزیع و مصرف را به‌دست آورد». طرح سرمایه‌گذاری به‌جای مالیات هم با تعریف فوق کاملاً هماهنگ است؛ زیرا هر جا که همکاری مردمی وجود داشته باشد، هزینه‌ها کاهش و بازده افزایش می‌یابد.

همسویی با تعریف مالیات

«مالیات عبارت است از سهمی از دارایی یا درآمد افراد برحسب توانایی پرداخت آنان برای تأمین مخارج عمومی که حکومت برمبنای «اصل همکاری ملی» برطبق قوانین موضوعه نقداً برداشت می‌کند» (عزیزی، غلامرضا، ۷۱).

این تعریف مالیات، بر اصل همکاری ملی استوار است و لازمه‌ی همکاری ملی، ایجاد انگیزه‌ی درونی و باورمندی شهروندان است و در طرح سرمایه‌گذاری به‌جای مالیات نیز این اصل رعایت شده است.

همسویی با اصول مالیاتی اسمیت

آدام اسمیت، اقتصاددان انگلیسی، در کتاب «ثروت ملل»، اصولی را برای مالیات‌ستانی بیان کرده است که برخی از آنان عبارتند از:

«۱٫ اصل عدالت: براساس این اصل، وضع قوانین مالیاتی باید عادلانه باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، میزان مالیات باید با توانایی مؤدیان متناسب باشد؛۲٫ اصل اطمینان (عدم‌ابهام و یا تثبیت): مقصود آن است که محاسبه‌ی مالیات مشخص بوده و میزان و زمان و طریقه‌ی پرداخت آن برای مالیات‌دهندگان کاملاً معلوم بوده و به اراده و میل مأموران مالیاتی واگذار نشود؛ ۳٫ اصل سهولت: بدین معنی است که مطالبه و وصول مالیات باید کمترین ناراحتی و مزاحمت را برای مؤدیان داشته باشد؛ ۴٫ اصل صرفه‌جویی (اصل اقتصادی‌‌‌بودن): به‌موجب این اصل، باید مخارج وصول، کمتر از میزان مالیات باشد» (عباسی، ۱۶).

همسویی با اصل اقتصاد ارشادی

«در مالیه‌ی جدید، اقتصاددانانی چون کینز و پیروان وی معتقدند که امروزه مالیات فقط برای کسب درآمدزایی نیست؛ بلکه ابزاری برای اعمال اقتصاد ارشادی است و دولت‌ها با وضع مالیات زیاد برای بخش‌هایی که قصد محدود‌کردن فعالیت افراد در آن بخش‌ها را دارند، سرمایه‌گذاران را به‌سوی فعالیت‌هایی سوق می‌دهند که دارای مالیات کمتری است یا اساساً معاف هستند و آن‌ها فعالیت‌هایی هستند که با سیاست‌های اقتصادی و حتی فرهنگی دولت همسو هستند؛ به‌عنوان‌مثال، با اعمال مالیات بیشتر بر سیگار یا کالاهای لوکس، و درمقابل، با اعمال تخفیف یا معافیت مالیاتی در بخش‌های مطبوعات و چاپ و نشر کتاب، بخش اول را محدود، و بخش دوم را تشویق می‌کنند تا با اعمال اقتصاد ارشادی، ازطریق مالیات، تورم را مهار نمایند» (عزیزی، غلامرضا، ۱۰۲).

«دولت می‌تواند به‌وسیله‌ی مالیات، بعضی از فعالیت‌های اقتصادی را تشویق و از بعضی فعالیت‌ها جلوگیری نماید؛ بنابراین می‌توان گفت که مالیات یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که دولت برای اجرای سیاست اقتصاد ارشادی دراختیار دارد» ( رهبر، ۶۱).

«تنها شاخص مطلوب‌بودن نظام مالیاتی این نیست که بیشترین درآمد مالیاتی را وصول نماید، بلکه چگونگی وصول چنین درآمدی ازجهت آثار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اهمیت چشمگیر دارد. ازاین‌رو نرخ مالیات بهینه، تابعی از شکل‌گیری مجموعه‌ی این عواقب و آثار است» (نظری، ۱۰۷).

همسویی با اصل تقویت انگیزه‌های در‌ونی

«یک سازمان مالیاتی کارآمد، جلب همکاری داوطلبانه‌ی مؤدیان در پرداخت مالیات را به تمکین با الزامات قانونی و توسل به زور ترجیح می‌دهد؛ لذا تجهیز سازمان مالیاتی به روش‌های نوین ترغیب مؤدیان مالیاتی، مانند تمکین داوطلبانه، ضرورت دارد. تغییر روش از اعمال زور به‌سمت ترغیب و تشویق، به پشتوانه‌ی محکم حقوقی نیاز دارد» (رهبر، ۸۸).

«یکی از عوامل مؤثر بر کاهش حجم وصولی مالیات، فرهنگ مالیاتی است. فرهنگ مالیاتی مجموعه‌ای از طرز تلقی، بینش و عکس‌العمل افراد درقبال نظام مالیاتی است. به‌عبارت‌دیگر، طرز تلقی، بینش، برداشت، آرمان‌ها، ارزش‌های اجتماعی، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی، ازجمله عواملی هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می‌دهند» (سیدنورانی، ۱۶).

راهکار مدنظر ما ارتقای فرهنگ مالیاتی را از راه بهبود کیفیت قوانین مالیاتی خواستار است؛ زیرا بهبود کیفیت قوانین، خود فرهنگ‌سازند؛ چنان که قوانین غیرمنطقی فرهنگ‌سوز.

همسویی با اصل قانون‌گذاری واقع‌گرایانه

«اصولاً مدیریت مالیاتی در برقراری سیستم «واقعی» مالیاتی درمقابل سیستم «قانونی» مالیاتی نقش اساسی دارد. اگر اهداف بیان‌شده در قانون درعمل تغییر شکل یابد، کامل‌ترین سیستم مالیاتی جهان ازلحاظ نظری چه‌بسا سیستم نامطلوبی شود. امروزه غالب کارشناسان سیاست‌های مالیاتی کشورهای درحال‌توسعه معتقدند تغییر در سیاست‌های مالیاتی بدون تغییر در مدیریت مالیاتی مفهومی ندارد. بدین لحاظ ضروری است که در هنگام تدوین سیاست‌های جدید، مطمئن شویم که تغییر در سیاست‌های مالیاتی با ظرفیت مدیریت مالیاتی سازگار باشد» (گیل، پیشگفتار، سه).

همسویی با اصل اقناع

«دولت از سه نیروی مهم باوراننده (استدلال برای این‌که مالیات خوب است و مردم باید آن را بپردازند) انگیزاننده (تمکین‌کنندگان را تشویق کند) و وادارنده (متخلفان را مجازات کند) برخوردار است» (امیری، ۳۸).

«بخشی از نیروی باوراننده‌ی دولت صرف توجیه مردم به این می‌شود که منافع مالیات بیش از هزینه‌های آن است. طبیعی است که مؤدیان با استفاده از تصوری که از واقعیت دارند، این استدلال دولت را رد یا تصدیق می‌کنند؛ بنابراین دولت هر استدلالی را نمی‌تواند به مردم بقبولاند» (امیری، ۳۹).

همسویی با اصل اعتماد به دولت

«موضوع مهم این است که تا چه حد مردم یک کشور به عملیات و برنامه‌های دولت معتقد بوده و دولت را در گفتار و کردار خود صادق می‌دانند تا با رضایت و رغبت، قسمتی از درآمد خود را برای تأمین هزینه‌های عمومی در اختیار او قرار دهند. برانگیختن این تمایل، تنها به زور و ارعاب که باعث فرار سرمایه از کشور می‌شود میسر نیست؛ بلکه با ارائه‌ی خدمات که ماحصل بیانات صادقانه است (مثل تأمین رفاه اجتماعی و اقتصادی و کوشش در بهبود شرایط زیست و تأمین حداقل‌ها در هر مورد برای هر فرد) شاید موجب رغبت پرداخت‌کنندگان مالیاتی باشد» (عزیزی، غلامرضا، ۱۹۷).

«بی‌شک اعتمادسازی یکی از شرایط ضروری شکل‌گیری نظام مالیاتی است. اگر مردم به دولتمردان و دست‌اندرکاران امور مالیاتی حسن‌ظن و باور داشته باشند، در انجام وظایف مختلف خود احساس مسئولیت می‌کنند. نظام مالیاتی نیز آنگاه موفق است که اعتماد مؤدیان مالیاتی را جلب کند. اعتمادسازی دستوری نیست، بلکه باید سازمان مالیاتی گام اول را بردارد و به مأموران مالیاتی خود آموزش دهد که به ارباب‌رجوع و مؤدیان اعتماد کنند تا اینکه آنان با صداقت، درآمد خود را اعلان و با دراختیار گذاشتن اسناد، مأموران مالیاتی را درمسیر تشخیص واقعی رهنمون شوند» (نظری، ۱۰۹).

«استنباط هر فرد در عادلانه‌بودن میزان مالیات مشمول به آن، تأثیر زیادی بر تصمیم فرار مالیاتی آن فرد دارد. چون افرادی که احساس می‌کنند در نظام مالیاتی نسبت‌به آن‌ها بی‌عدالتی صورت گرفته، بیشتر تمایل به فرار از مالیات دارند تا بدین وسیله حق ازدست‌رفته‌ی خود را بازپس‌گیرند» (سیدنورانی، ۵۲).

همسویی با اصل رضایت نسبی

«یکی از اصول اجرای نظام مالیاتی، کسب رضایت نسبی افراد و تسهیلات مختلف برای پرداخت آن است؛ یعنی وصول مالیات برای دریافت‌کننده (دولت) و پرداخت‌کننده (مؤدی) در بهترین شرایط زمانی و مکانی بوده و هیچ‌گونه فشار و مشکلی بر مالیات‌دهندگان وارد نکند؛ زیرا عدم‌تسهیلات پرداختی موجب فرار مالیاتی می‌شود» (عزیزی، غلامرضا، ۹۴).

در طرح سرمایه‌گذاری به‌جای مالیات، هم سهولت هست، هم تسهیلات، و رضایت مردمی نیز نه به‌طورنسبی، بلکه به‌صورت‌کامل فراهم می‌شود.

همسویی با اصل حداکثر‌کردن مزیت اجتماعی

«این اصل که گاهی به اصل حداکثر سود اجتماعی و یا اصل حداکثر رفاه کل هم تعبیر می‌شود، ستون فقرات و اصل هادی سیاست‌گذاری دولت و ساخت‌دهنده‌ی مالیه‌ی عمومی است. همان‌طور که هر فردی دوست دارد با استفاده از منابع محدود دراختیار خود، بیشترین رفاه و رضایت را برای خویش تدارک نماید، دولت‌ها هم باید مزیت یا سود اجتماعی منابع محدود در اختیارشان را حداکثر نمایند» (خورشیدی، ۲۰۸).

هدف مالیه‌ی عمومی حداکثرکردن سود اجتماعی است؛ اما مالیات‌های کنونی با وعده‌ی نسیه‌ی مزایای آتی، سود دولت را به بهای زیان مالیات‌دهنده پی‌می‌گیرد؛ درحالی‌که طرح سرمایه‌گذاری به‌جای مالیات منفعت همزمان هر دو طرف را فراهم می‌کند.

همسویی با اصل بیطرفی مالیات

«اقتصاددانان کلاسیک عقیده داشتند که مالیات باید به‌گونه‌ای وضع شود که فعالیت‌های اقتصادی مردم را سلب نکند و موجب نگردد که مردم را از فعالیت‌های خاصی باز دارد و یا به فعالیت‌های دیگری تشویق نماید؛ یعنی سیاست مالی دولت به‌گونه‌ای باشد که با آزادی فعالیت‌های اقتصادی مردم مغایرتی نداشته باشد» (عزیزی، غلامرضا، ۹۸).

«سیاست‌های مالیاتی و هزینه‌ای دولت باید به‌گونه‌ای طراحی شود که کمترین تأثیر بازدارنده را برروی میل به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و تمایل به کارکردن در افراد جامعه ایجاد کند. سیاست مالی در نظام اسلامی نباید به یک عامل بازدارنده تبدیل شود. سیاست‌های مالیاتی و هزینه‌ای باید در همین راستا با یکدیگر هماهنگ شوند و هرگونه تعارض و ناسازگاری بین آن‌ها باید برطرف شود» (جولید، ۴۸).

همسویی با اصل کوتاه‌کردن مراحل پرداخت

«یکی از اصولی که در حقوق مالیات‌ها باید مدنظر قرار بگیرد، کوتاه‌کردن مراحل پرداخت مالیات می‌باشد. این امر نه‌تنها باعث افزایش درآمد دولت خواهد شد، بلکه موجب کاهش هزینه‌ها نیز خواهد شد. بدیهی است اگر دولت زودتر به مطالبات خود برسد، امکان تسریع در پروژه‌های عمرانی نیز به‌وجود خواهد آمد. یکی از مهم‌ترین روش‌های کوتاه‌کردن مراحل وصول مالیات، جلوگیری از اعتراضات واهی می‌باشد» (عباسی، ۲۷۹).

همسویی با اصل کارایی مالیاتی

«طبیعی است دولت خواهان درآمد مالیاتی بیشتر باشد. بدیهی است چون از درآمد و ثروت جامعه می‌توان مالیات گرفت، دولت باید خواهان این باشد که درآمد و ثروت جامعه رشد کند؛ زیرا هرچه این رشد بیشتر باشد، علی‌القاعده درآمد مالیاتی دولت بالا می‌رود. رشد بیشتر نیز به‌معنای کارایی افزون‌تر است؛ بنابراین دولت باید مالیات را چنان وضع و اخذ کند که اقتصاد به کارایی نزدیک‌تر شود و خود به ناکارایی نیفزاید» (توکلی، ۲۱۱).

همسویی با اصل پیشرفت پارتو

این مفهوم، بر تخصیص مجدد منابع به این ‌نحو تأکید دارد ‌که وضعیت اقتصادی فرد را بهتر کند، بدون اینکه وضعیت فرد دیگری را بدتر کند. مالیات شیرین نیز، بین منافع اشخاص (اعم از حقیقی و حقوقی) هیچ‌گونه ناسازگاری و تضادی ایجاد نمی‌کند.

همسویی با اصل همسویی نفع شخصی و نفع ملی

«یک ضابطه برای حدود دخالت دولت آن است که نفع شخصی افراد را در محدوده‌ی قیدهای اخلاقی محدود نماید؛ به‌گونه‌ای که فرد نتواند جامعه را برای ارضای منفعت شخصی خود استثمار نماید و ازسوی دیگر، جامعه نیز نتواند فرد را از حقوق طبیعی خود منع کند یا او را از لذت‌بردن از دسترنج کار و مهارت خود بازدارد» (جولید، ۹۰).

اصولاً طرح‌هایی که نفع ملی و نفع شخصی را همراستا کرده‌اند، به‌دلیل تقویت انگیزه‌های درونی و همکاری مردم موفق بوده‌اند و چون مالیات شیرین هم طرحی برای همراستا‌کردن منافع ملی با منافع اشخاص است، موفقیتش دور از انتظار نیست.

 

Print This Post



دیدگاه ها :